تبليغاتX
زندگی بازیست... ما خود صحنه میسازیم

شهریارا تو به شمشیر قلم در همه آفاق

 

                    به خدا ملک دلی نیست که تسخیر نکردی

 

27 شهریور سال 1367 بود که خبر درگذشت شاعر مستعد و عاشق پیشه ی خطه ی آذربایجان، استاد شهریار، تأسف همه، به خصوص اهل شعر را برانگیخت. شاعری که منظومه ی «حیدر بابایه سلام» او هدیه ای گرانبها و فراموش نشدنی بود به اهالی اهل دل آذربایجان. شاعری که همه ی ما شعر شور انگیز «علی ای همای رحمت» اش در وصف مولای متقیان را از بریم. شاعری که هر چه از احساس ظریف و شکننده و شاعرانه اش بگوییم باز هم کم است. شاعری که نه تنها افتخار ایران، بلکه افتخار شرق است.

و امروز به پاس نوزدهمین سالگرد درگذشتش یادی میکنیم از این شاعر گرانقدر دیارمان:

 

سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار در سال 1285 در تبریز دیده به جهان گشود. از همان کودکی با شعر و به ویژه شعر حافظ آشنا شد. او علاقه ی عجیبی به حافظ داشت و شاید به خاطر همین علاقه اش بود که حافظ او را جانشین خود کرد! و تخلص زیبای شهریار را برایش برگزید! بنا به گفته ی خودش: انس او با حافظ از اوان کودکی باعث شد که روحیه ی شعر دوستی در او رشد کند و استعدادش در زمینه ی شاعری هر چه بیشتر نمایان شود. شهریار در شعر «وداع با حافظ» خطاب به حافظ میگوید:

 

به شعری کز تو در آغاز عشق کودکی خواندم

                               به  گوش ِ  جان  هنوزم  از  خدا  آید ندا حافظ!

 

شهریار در کنار شعر به تحصیل علم نیز می پرداخت. وی دوره ی دبیرستان را در تبریز گذراند و در حالیکه 17 سال بیشتر نداشت ادبیات عرب و همچنین زبان فرانسه را فرا گرفت. سپس به تهران رفت و در دارالفنون به تحصیل در رشته ی پزشکی پرداخت. ولی قبل از اتمام تحصیلاتش انصراف داد و به استخدام دولت در آمد. مدتی در اداره ی ثبت اسناد تهران و مدتی در بانک کشاورزی مشغولبه کار  شد. اما به علت علاقه ی شدیدش به آذربایجان بعد از مدتی زندگی در تهران به زادگاه خود بر گشت و در دانشکده ی ادبیات تبریز به تدریس پرداخت. وی در سن 48 سالگی ازدواج کرد و صاحب سه فرزند به نامهای شهرزاد، مریم و هادی شد و تا آخر عمر در تبریز زندگی کرد و در شهریور سال 1367 دار فانی را وداع گفت!

 

و این است خلاصه ی زندگی شهریار با تمام فراز و نشیب هایش: با شعر به دنیا آمد، با شعر زندگی کرد، و با شعر رفت!!!

 

و حالا که 19 سال از اولین روز بی او بودنمان میگذرد هنوز طنین صدای گرم و پر احساسش در گوش جان ما زنده است و اشعار دلنشینش حضور همیشگی او را در بین ما نوید می دهد. حضوری عاشقانه و شاعرانه!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:19  توسط سیما نصیب پرست  | 

 

JavaScript Codes JavaScript Codes example: